آیت الله مجتهدی تهرانی نقل در یکی از جلسات خود نقل کردند: «نجاری به محضر آیت الله اراکی رفت و از ایشان خواست موعظه ای کنند. آیت الله اراکی پرسیدند شغل تو چیست؟ مرد گفت نجارم. در و پنجره میسازم. آیت الله اراکی گفتند این همه در و پنجره ساختی برای دلت هم در ساخته ای؟ اگر برای دلت در نساختی یک در برای دلت بساز که غیر خدا به دلت راه پیدا نکند.»
شما جوانها قدر بدانید. الآن میتوانید برای دلتان در بسازید. در آهنی بسازید. کسی نتواند آن را باز کند. تا ۴۰ سال امید هست. اگر ۴۰ سال بگذرد وقتی نصیحت کنی مثل این است که به دیوار بگویی. اگر ۴۰ سال گذشت کار خیلی سخت میشود.
آنهایی که ۴۰ سال به بالا دارند و هدایت نشدهاند زمین دلشان خراب است و دیگر قابل اصلاح نیست. در روایات داریم اگر تا ۴۰ سالگی ارتباط با خدا اصلاح نشود؛ شیطان پیشانی او را میبوسد و میگوید قربان تو که دیگر قابل هدایت نیستی.
جوانان عزیز من باید هر روز توبه کنید. توبه را عقب نیندازید. از آنهایی نباشید که به امید آرزوی دراز توبه را امروز و فردا میکنند. قدر جوانی را بدانید و تا جوانید نگذارید دلتان خراب شود.
_____________________________________________________
از مجموعه بیانات آیت الله احمد مجتهدی تهرانی
پس از رحلت رسول گرامی اسلام جامعه شیعه با شرایطی خاص مواجه بود و ائمه بزرگوار اسلام در دوران امامت خود بهنوعی متحمل مصائب عدیدهای شدند؛ اما مهمترین رنجی که به امام حسن عسکری (علیهالسلام) وارد شد و ایشان بارها از این امر گلایه فرمودند شکی بود که به امامت ایشان وارد میشد.
این امام بزرگوار در دوران کوتاه حیات و امامتشان شرایط سختی را گذراندند. تبعید و زندانهای مکرر، عدم ارتباط مستقیم با شیعیان و پیروان تا بدان جا که دوستان و یاران امام برای دریافت پاسخ نامهها و سؤالاتشان مجبور بودند در لباس ملبس نزد امام بروند و از فرمایشات ایشان بهرهمند کردند. این دوری و حصر از یک طرف و ظهور فرقههای انحرافی از طرف دیگر باعث شده بود شخص امام حسن عسکری (علیهالسلام) در وضعیت غریبانهای به سر برند و امواج شک درباره امامت ایشان به وجود بیاید. این امر نه تنها در بین عوام جامعه بلکه دوستان حضرت نیز برای اطمینان از صحت امامت ایشان تقاضای معجزه و اخبار غیبی میکردند.
احمد بن اسحاق این جملات را از کلام امام حسن عسکری(علیهالسلام) نقل کرده است: «هیچیک از پدرانم مانند من در شرایط شک این گروه نبودند. اگر شما درباره امر امامت این اعتقاد را داشتید که امری موقت است که مدتش تمام میشود، در آن صورت شک شما مقبول است اما اگر این امر را تا زمانی که امور الهی در جریان است قبول دارید دیگر معنای این شک چیست؟»(۱)نکته مهمی از این فرمایش امام محرز میشود دائمی بودن امامت است. ما در روایات داریم و معتقدیم زمین از حجت خدا خالی نمیماند و الا زمین با اهلش نابود خواهد شد (۲) و حتی اگر زمانی تنها دو نفر بر زمین زندگی کنند حتماً یکی از آن دو نفر امام معصوم خواهد بود. (۳)
بصیرت، ثابتقدم ماندن در امامت و حسن تعهد به انجام وظیفه در قبال امام زمان امری است که بارها و بارها در تاریخ شیعه و در دوران پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام سنگ محکی برای شیعیان و دوستداران واقعی آل الله شده است.
نقل شده است سامرا دچار خشکسالی شد و خلیفه وقت دستور داد مردم از شهر بیرون بروند و نماز باران بخوانند. مردم سه روز نماز خواندند، اما باران نیامد، در روز چهارم جاثلیق بزرگ مسیحیان به همراه تعدادی از مسیحیان و راهبان به صحرا رفتند تا برای نزول باران دعا کنند. در میان اینان راهبى بود که چون دست به دعا برداشت، از آسمان باران بارید. مسیحیان، در روز دوم نیز بیرون رفتند و پس از دعای آن راهب، باران بارید. در نتیجه این واقعه، بسیاری از مردم دچار شک و تردید شده و تعجب کردند و حتی برخی به دین مسیحیت میل پیدا کردند.
خلیفه شخصی را نزد امام حسن عسکرى (علیهالسلام) فرستاد در حالی که او زندانی بود. او را بیرون آوردند و به او گفتند: به فریاد امت حدّت برس. دین جدت دارد از دست میرود و مردم به مسیحیت گرایش پیدا کردهاند. امام(علیهالسلام) فرمودند: من فردا بیرون میروم و انشاءالله شک مردم را برطرف میکنم. جاثلیق در روز سوم و در حالی که راهبان با وى بودند، بیرون رفت. امام نیز با تعدادی از اصحاب خود به بیرون رفتند، پس چون امام آن راهب را دیدند، دستور دادند دست راست آن راهب را باز کنند و آنچه در میان دو انگشت او است، بیرون بیاورند. از میان دست راهب، یک استخوان سیاهى را بیرون آوردند. آنحضرت استخوان را گرفتند و فرمودند: این استخوان از سرزمینی که مقبره انبیاء الهی در آن بوده به دست آمده است و توسل به آن سبب استجابت دعا شده است.
این داستان و بسیاری نکات دیگر این نکته را گوشزد میکند که کلمه و جملهاتی و خواندن کتابی و نقلی برای تزلزل عقیده فرد کافی است و آنچه عامل نجات است؛ هشیاری و بصیرت است. وظیفهای که امروز شیعه دوران غیبت بر دوش خود حس میکند.
آنچه اکنون مهم مینماید و جای تأمل است؛ حساسیت فوقالعاده دوران غیبت امام عصر (ارواحنا فداه) است. دورانی که گستردگی وسایل ارتباطجمعی و فرقهها و گروههای مختلف مذهبی و فکری و عقیدتی و خطر جعل روایات؛ ثابتقدم ماندن بر عقیده حقه ظهور را بیشازپیش سخت و مهم میسازد.
________________________________________________
منابع:
۱- کمالالدین، ح ۱، ص ۲۲۲
۲- عیون اخبار الرضاء، ۱، ۲۷۲
۳-کافی، ۱، ص ۱۷۹
حرفهای خوب و از سر دلسوزی شنیدنش حتی اگر زیاد هم تکرار بشود اما باز هم ارزش گوش دادن و فکر کردن دارد؛ درست مثل حرفهای امام جعفر صادق (علیهالسلام). ایشان به خصوص برای جوانان در مورد دوست یابی، ازدواج، تحصیل و ... توصیه های کاربردی دارند.
امام خطاب به یکی از یاران خود چنین بیان کردند: «هیچ گاه دوست ندارم یکی از جوانان شما را ملاقات کنم مگر اینکه در یکی از دو حال، شب و روز خود را بگذراند؛ یا عالم باشد یا طالب علم» *
انتخاب دوست هم یکی از اختصاصات دوره جوانی و زندگی انسان است که تأثیر بسیاری در سرنوشت انسان دارد. امام صادق (علیهالسلام) در مورد اهمیت دوستی و لزوم توجه جوان در انتخاب دوست نیز چنین متذکر شدهاند: «دوستان سه دسته هستند. اول کسی که مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است.
دسته دوم دوستانی که برای انسان مانند بیماری، رنج آور هستند. یعنی دوست احمق و نادان است و بالاخره دسته سوم از دوستان آنهایی هستند که وجودشان برای جوان همانند داروی حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین و اهل تفکر است.»**
ازدواج به موقع هم از موارد مورد تاکید این امام بزرگوار است. امام صادق (علیهالسلام) بر ازدواج جوانان تأکید فراوان داشته و میفرمودند: «دو رکعت نماز که فرد ازدواج کرده میخواند بر ۷۰ رکعت نماز یک فرد مجرد برتری دارد.»***
________________________________________________________________
* (آمالی شیخ طوسی، ص ۳۰۳)
** (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۳۷)
*** (روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴)